ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)
84
لمعات الهيه (فارسى)
معانى و ماهياتند علم بكنه است . - تدبر كن - و علم بكنه در علم حضورى عبارتست از حضور تمام حقيقت عينيه و هويت خارجيهء شىء از براى مدرك مثل حضور تمام حقيقت عينيه و هويت خارجيه واجب الوجود بالذات از براى او ، و علم مجردات بهويات عينيهء خود ، بلكه علم هرعلتى بهويت عينيه و انيت خارجيه معلول خود ، چنان كه مذاق اهل اشراق است . و علم بوجه در علم حضورى اشراقى عبارتست از حضور هويت اثر شىء و وجه شىء از آن جهت كه اثر آن شىء و وجه آن شىء است - از براى مدرك مثل حضور معلول بالذات و مجعول بالذات شىء از
--> - موصوف نمىتواند شد چه جاى آنكه بمعلومية بالكنه متصف شود فاحسن التدبر . على الطهرانى عفى عنه . ( 1 ) - و از اينجا است نيز كه حكماى الهيين « قدس اسرارهم » حدود را منقسم به دو قسم نمودهاند يكى حدود ماهيات يكى حدود وجودات ، و ديگرى حدود ماهيات و تمام حقيقت وجود مجعول بالذات را نسبت به تمام حقيقت وجود جاعل بالذات حد ناقص ، و تمام حقيقت وجود جاعل بالذات را نسبت به تمام حقيقت وجود مجعول بالذات حد تام ، دانستهاند ، و لهذا از اعاظم حكماى الهيين و اكابر عرفاى موحدين موروث است كه « كل فاعل ففعله مثل طبيعته ، قل كل يعمل على شاكلته ، كل شىء منها بشىء محيط ، و المحيط بما احاط منها هو اللّه الاحد الصمد . » تدبر كن كه در عين كمال وضوح نهايت غموض « الف » دارد « التوحيد ظاهره فى باطنه و باطنه فى ظاهره » على الطهرانى عفى عنه . ( 2 ) - يعنى اين مطلب شريف و مقصد لطيف مصحح جزء اول اين كلمه موروثه است و مصحح جزء ثانى او قاعدهء ديگر و ضابطهء اخرى است چنان كه در مستقبل كلام متن مذكوره است ، فارجع اليه . على الطهرانى عفى عنه . ( الف ) ملاك اين حضور ، چه در ناحيه علت محيط بشراشر وجود معلول و چه در ناحيهء معلول متقوم به علت ، همان سنخيت ذاتى و تشكيك خاصى موجود در سلسلهء علل و معاليل و مراتب وجوديست ، به اين لحاظ علت سرّ و معلول ظهور و علت باطن و معلول صورت اوست و از اينجا بايد متفطن شد ببطلان قول قائلان به تباين در وجود و اصالت ماهيت ، و سر تشكيك خاصى در همين احاطه و تجلى و ظهور و علت در جلباب و كسوت مخلوق و تقوم معلول به علت و تحقق معلول ، در وجود علت بوجودى اتم از وجود خاص خود و مناسب با وجود علت و تعين علت بظهور و سريان فعلى در معلول ( جلال آشتيانى ) .